نگاهی تحلیلی به پیوند معنوی «برائت» و سیاست مقاومت
امیر جلالی
زیارت عاشورا، نه صرفاً متنی عبادی بلکه منشوری اعتقادی و سیاسی در مکتب تشیع است. در این زیارت شریف، امام باقر(ع) آموزهای بنیادین را به پیروان اهل بیت آموختهاند؛ آموزهای که بر دو محور استوار است: تولّی نسبت به دوستان خدا و تبرّی از دشمنان آنان. یکی از روشنترین فرازهای این زیارت، جملاتی معروف است:
«بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم» و «و اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ»
در این فرازها، مؤمن بهصراحت اعلام میکند که از ناصبین، یعنی دشمنان اهل بیت که علیه ایشان به جنگ برخاستهاند، بیزار است. برائت، تنها احساس نفرت شخصی نیست؛ بلکه موضعی الهی و تمدنی در برابر هر جبههای است که با حق میجنگد.
ناصبین دیروز و دشمنان امروز: ناصب، در مفهوم تاریخیاش کسانی بودند که با اهل بیت پیامبر(ص) دشمنی میورزیدند. در قرائت اجتماعی و سیاسی امروز، ناصب به هر جریان و قدرتی اطلاق میشود که در مسیر دشمنی با حقیقت اسلام، عدالت، و کرامت ملتهای مؤمن گام برمیدارد. از این منظر، نظام سلطه جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا، که دهها سال است به جنگ مستقیم و غیرمستقیم با ملتهای مسلمان بهویژه مردم ایران برخاسته، مصداق بارز ناصبین مدرن است. از ترور دانشمندان هستهای گرفته تا تحریم دارویی و حمایت از رژیم صهیونیستی، همه نشان از همان روحیه «حرب» با جبهه ایمان دارد. پس بر اساس منطق زیارت عاشورا، برائت از آمریکا نه یک موضع سیاسی موقت، بلکه وفاداری به اصل عاشورایی تبرّی از محاربین با اهل حق است.
در چنین چارچوبی، هرگونه مذاکرهای که در آن جبههی ایمان مجبور به کوتاهآمدن از اصول، عزت و استقلال خویش شود، مصداق مداهنه و سازش با ناصبین است. قرآن کریم هشدار میدهد:
«وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ» (قلم/۹)
«آرزو دارند تو نرمش نشاندهی تا آنان نیز به ظاهر نرمش کنند.»
زیارت عاشورا به ما میآموزد که رابطه میان جبهه حق و جبهه باطل، رابطه گفتوگو برای سازش نیست، بلکه رابطه برائت و ایستادگی است. از این رو، تکرار «اللّهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» در این زیارت، نوعی یادآوری مداوم است که هرکس در امتداد ظلم به اولیای الهی قرار گیرد، موضوع لعن و برائت مؤمن است.
سیاست مقاومت؛ تفسیر معاصر زیارت عاشورا: برائت در زیارت عاشورا را نمیتوان از واقعیت سیاسی عصر غیبت جدا کرد. جمهوری اسلامی ایران بهعنوان نظامی برآمده از اندیشه عاشورایی، سیاست مقاومت در برابر استکبار را نه از سر تعصب، بلکه از متن آموزه «تبرّی» اتخاذ کرده است.
هرگونه عقبنشینی در برابر دشمن که آشکارا با ملت ما در حال جنگ اقتصادی، فرهنگی و امنیتی است، در واقع نفی فلسفه زیارت عاشورا است. زیرا چگونه میتوان در صبح زیارت، گفت «بَراءةٌ مِنْكُمْ وَمِنَ النّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ» و عصر همان روز، دست دوستی بهسوی ناصبِ امروز دراز کرد؟
نتیجهگیری: زیارت عاشورا یک اعلامیه ایمان سیاسی است؛ بیانیهای که هر مؤمن را به صفبندی آگاهانه میان حق و باطل فرامیخواند. از منظر این زیارت، مذاکره با آمریکا تا زمانی که در موضع دشمنی با اسلام، فلسطین و ملت ایران قرار دارد، نه تنها بیفایده بلکه خلاف منطق برائت و وفاداری عاشورایی است.
برائت از ناصبین، یعنی حفظ عزت، استقلال و هویت ایمانی و این همان جوهره سیاست «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است که از متن زیارت عاشورا الهام گرفته است.